X
تبلیغات
نامه های عاشقانه ی یک دیوانه - در حسرت دیدار تو آواره ترینم ...
 
کار جنون من به تماشا کشیده است!
   
 

 

 

گفته بودم چو بیایی غم دل باتو بگویم          چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

 

 

گفتند که عشق را به بهای از دست دادن معشوق بیاموز

گفتند عادت می شود این با تو بودن ها

تو نبودی و من چشم به راه آمدنت پناه بردم به سکوت و با یاد تو غرق جنون شدم

 

و چقدر منطقی گفتند که اگر باشی و اگر بیایی از اوج عشق به دوست داشتن می افتیم و شاید پایین تر از آن؛ چیزی شبیه وابستگی و علاقه ای سطحی!

اما چه می فهمید عقلی که کشته ی عشق نبود؟

 

چه می دانست از این نبودن ها دلی که هرگز دلتنگ نشد؟

چگونه می توانست بینا باشد چشمی که هرگز بر انتظار نگریسته بود؟

و من تنها پاسخم این بود که جدایی نیز عادت خواهد شد اگر عشقی نباشد ، مثل با تو بودن!

 

گفتم که تنها عشق در هم می شکند این حصار عادت را و اگر احساسی دستخوش رکود شود شایسته نیست که عشق بنامیمش

گفتم که نمی خواهم عادت کنم به این نبودن ها، به این ندیدن ها و نزیستن ها

 

و چشم بر آسمان عاجزانه فریاد برآوردم : "خدای من! مگذار که مرگ عادتم شود."

و خداوند درآن سکوت مملؤ از آرامشش با لبخندی که زیبایی اش تنها در دل می گنجد در دستانی که ملتمسانه بر آسمان آبی اش بلند بود نشانه و پاسخی از جنس یک شبدر گذاشت ... شبدر آرزویی با 4 پر !

 

شاید برای اینکه به یادبیاورم قدری عادت کرده ام به نبودنت،تاشاید این عادتهارا پس زنم و در دل آرزو کنم تورا

می اندیشم که اگر نبودی ، اگر نیامدی، تنها به خواست من بود، شاید هرگز اینچنین تمام وسعت قلبم را برای خواستنت با خود نداشتم

 

شاید عقل با تردید هایش دریغ کرده بود از من تمامی نیازم را

و خداوند به من آموخت که چگونه بی نیازم می کند اگر با تمام قلبم نیازمند شوم

شاید هرگز تورا اینچنین نخواسته بودم در تنهایی ام که نیامدی

 

عزیزکم! ببخش مرا به خاطر این همه کوتاهی

 

اینک باز هم هستی پس از این همه نبودن و باز محرومم از لمس دستانت در پس این فاصله ها

سال هاست که اشک هایم رادر گلو بسان بغض ساده و بی بهانه ی یک کودک نهفته ام و سال هاست که چشمانم در حسرت باریدن اند بر شانه ای که هیچ گاه سر بر آن آرام نگرفت مگر در رؤیای با تو بودنم

 

باز هم هستی

هستی اما شبیه نبودن هایت

پس کی می گشاید این عقده های نشکفته ام که پرست از حسرت زیستنت؟

 

می بینی؟

هستی و باز سرشارم از اشتیاق بوسه ای که هیچگاه بر لبانت ننشست و در آرزوی باریدن بغض فروخورده ای که هیچ گاه نشکست بر شانه هایی که بارها گفته بودی پناه تنهایی ام خواهند شد

 

و اما من، باز هم با توام در خیال مجنونم ... با توام در نبودنت و این نبودن ها را شبیه بودنت می زیم

بااین همه بگذار کمی چشم بگشایم مبادا که پای بیرون گذاشته باشم از مرز باریک میان جنون و حماقت

آری ، بگذار اینبار در رویای جنونم باور کنم که نیستی!

 

باور کنم که چیزی بیش از این می خواهم

باور کنم که عشق قناعت نمی شناسد

اینبار نیازمند چیزی بیش از این ها خواهم شد

 

من همه ی بودنت را آرزو کرده ام

خداوندا! مگر نه اینکه بی نیازی ام تنها در دستان تو می گنجد؟

می بینی؟  اینک این چشم ها سرشارند از نیاز عاشقی !

 

مگذار که بر جنون نبودنش عادت کنم !

                                                   

                                                           مگذار.....

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط 3tare
 
 

pctfx3.3

Lonely Girl Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog برنامه نویسی تحت وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور